خرید بک لینک

دریای کیانسه

میشود یکنفر از دست نگاهت در خواب

یک شبه قدر تمامی زمین پیر شود

ولی آن فرد محال است بشر باشد و بعد

بتواند کمی از دیدن تو سیر شود

آی بانو چقدر خاطره ات خوبتر است

از تمام بت و تندیس خدایان قدیم

زود برگرد نخواه این سر بی سامانم

مهره ی سوخته ی بازی تقدیر شود

تو از آن دسته خدایان دروغین هستی

که کسی مثل مرا عاشق خود خواهد کرد...

بی پدر! چند نفر کشته ی چشمت باشند

چند عزت به جفای تو زمینگیر شود

تیر هستی به درک! عشق قرارش این بود؟

ما بمیریم که تو تیر معظم بشوی؟

تا کی این قصه قرار است همانند قدیم

محض خشنودی تو ختم به تکبیر شود

ابن سیرین اگر این مرتبه جرات دارد

از کتاب پانسد صفحه ای اش دل بکند

بنشیند سر این کوچه و از تنگ غروب

نگذارد همه ی خواب تو تعبیر شود

من تمامیت رویای تو را میخواهم

یا تمام غم تو ، یا که تمام غم تو

پشت این پنجره جز خاطره ات چیزی نیست

کاش چشمان تو در پنجره تکثیر شود

ماهیان غم شوریده سر از سمت جنوب

تووی دریای کیانسه به تو برمیگردند

جزر و مدی که تو داری به قراری ست که بعد

هفت موعود عذاب آور تقدیر شود

شرف الدین ملک الحق زکریا رازی

در مقالات پراکنده ی خود فرموده است

وقتی الکل به خودش خواب تو را میبیند

باید از خجلت چشمان تو تبخیر شود

الکل از مستی چشمان تو آغاز شده

صبح از چاک گریبان تو برمیخیزد

قصه امروز قرار است به پایان برسد

مرد این قصه قرار است زمینگیر شود

زندگی فرصت خوبی ست که بر خاک سیاه

بنشینی و بر اندوه زمین گریه کنی

لحظه ی مرگ زمانی ست که تا حد جنون

اشک از گوشه ی چشم تو سرازیر شود

پشت این پنجره جز خاطره ات چیزی نیست

قصه امروز قرار است به پایان برسد

ما قرار است بمیریم که عاشق باشیم

مرد رفته است ... جهان خواب ندارد بی تو

مرد رفته است ... جهان خواب ندارد بی تو

مرد رفته است ... جهان خواب ندارد بی تو

مرد رفته است ... جهان خواب ندارد بی تو

اصفهان – تیر94

برچسب: دریای کیانسه, نویسنده: هلیا میرزاپور تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 14:30

صفحه بندی